بدترين حالت برام بعد اتفاقاتي كه اين چند ماه داره مي افته ، خشم بيش از اندازه اي كه تو تمام وجودم ريشه زده. اينه كه داري يه سري چيزايي رو مي بيني و از خشم و عصبانيت خودت رو مي خوري و اما نمي توني هيچ كاري بكني. اينكه مي بيني كه يه نفر با سوء استفاده اومده جاي تو رو گرفته و داره حريم هاي تو رو كه شكسته، به بهترين شكل برا خودش استفاده مي كنه....
خشم عصبيت ..... يه زجر تدريجي و بي نهايت كه انگار وقتي گرفتارش مي شي تمومي نداره. هي كه زمان مي گذره انگار ريشه هاش سنگين تر مي شن و ادم بيشتر و بيشتر دچارش مي شه....
حس يه اتش فشان رو دارم كه دقيقه به دقيقه داره گدازه هاش بيشتر و داغتر و سركش تر مي شه. يه اتشفشان كه كه منتظر فورانه.... تا همه چيز رو بسوزونه....
پ.ن: خشم.... خشم..... خشم......
نظرات شما عزیزان:
ادامه مطلب |